آتش، همزمان با ما متولد شد

آتش را خوب یادت هست
همزمان با ما متولد شد
همان حس لزج تنها آمدن
از بلوغ 
از مشرق آمد
ابلیس انسان را پخت
آتش خاک را
و من این لاشه متعفن سنگین را می کشم
تا به کناری
به رودی رها سازم
تاریکی از پس تاریکی
و این تعفن
سرما از پس سرما
و حسرت
نور خواهد رست
کاشته خواهم شد
و خدایی خواهم کرد
ابلیس ، آتش ، مهربانی ایزد یکتا
حکمت ، نقض واقعیت
من پخته خواهم شد